ریزپردازنده 

 

فایل پی‌دی‌اِف کتاب سوم تحلیل فیلم دختردایی گم‌شده (مقایسه با فیلم «مردی با یک دوربین فیلم‌برداری» شاهکاری جاودانه از ژیگا ورتوف)

§پی‌دی‌اِف این مقالات رایگان است.

§استفاده از مطالب این اثر با ذکر منبع آزاد است.

§ایمیل: rizpardazandeh@gmail.com

§کانال تلگرام: rizpardazandeh@

 

 

فیلم «دختردایی گم‌شده»، شاهکار جاودانه استاد مهرجوئی/وحیده

به لحاظ محتوا برتر از دو شاهکار بزرگی که در شمار 10فیلم نخست تاریخ سینما قرار دارند

فیلم «دختردایی گم‌شده» اثر استاد مهرجوئی/وحیده محمدی‌فر را می‌توان نقد دو شاهکار بزرگ سینما که در شمار 10فیلم نخست تاریخ سینما جای دارند دانست: فیلم «2001: اُدیسه فضایی» اثر استنلی کوبریک/آرتور سی کلارک (که آن را در کتاب نخست این مجموعه بررسی کردیم)،  و فیلم «مردی با یک دوربین فیلم‌برداری» اثر ژیگا ورتوف.

فیلم «2001: اُدیسه فضایی» تکامل انسان را به یک سنگ سیاه مکعبی مرموز که فرازمینی‌ها ارسال کرده‌اند نسبت می‌دهد، جعبه سیاهی که ناگشوده باقی می‌ماند و بر دست‌نایافتنی‌بودن حقیقت اشاره دارد. در تصویر سمت راستِ ردیفِ نخست، انسان-‌میمون‌ها با دیدن سنگ سیاه مکعبی به اندیشه فرو می‌روند و این اندیشیدن سبب می‌شود که آنان برای نخستین‌بار از استخوان به عنوان ابزار بهره بگیرند. تصویر سمت چپ دوباره سنگ سیاه را در انتهای فیلم نشان می‌دهد  و هم‌زمان سمفونی «چنین گفت زرتشت» که یادآور اَبَرانسانِ نیچه است پخش می‌شود، و مرگ انسان و تبدیل  او  به یک اَبَرانسان به نمایش در می‌آید. اما فیلم «دختردایی گم‌شده»  از هنرِ سینما به زیبایی برای بازتاب‌دادن حقیقت بهره می‌گیرد. به لحاظ علمی تکامل انسان، به ویژه به لحاظ تکامل فرهنگی، یک جعبه سیاه پر رمز و راز ندارد و پیشرفت‌های پرشتاب انسان در 10هزار سال اخیر مدیون ابزارهای تقویت هوشی چون  هندی‌کم سونی بوده است، که جعبه واقعیِ آن از آسمان به دریا فرود می‌آید.  به لحاظ فلسفی هم  فیلم «2001: اُدیسه فضایی» و هم فیلم«دختردایی گم‌شده» تحت تأثیر اندیشه‌های نیچه درباره حقیقت و هنر و ابرانسان هستند. حضور اندیشه‌های  نیچه را در  فیلم«دختردایی گم‌شده» در کتابی دیگر بررسی خواهیم کرد.

 

فیلم «مردی با یک دوربین فیلم‌برداری» همچون افلاطون، داستان و شعر و خیال و هنر را نهی می‌کند و آنها را ضدحقیقت می‌نمایاند و محصول بورژوازی می‌داند. از نگاه ورتوف حقیقت فقط سینمای مستند است که خود آن را سینما-حقیقت یا سینما-چشم می‌نامد. با این همه، اتوپیای او  سوسیالیزه‌شدن و دموکراتیزه‌شدن دوربین فیلم‌برداری است، به گونه‌ای که انسان خداگونه بتواند شهر و جامعه را ببیند و فعالیت‌هایش را مستند کند. تصاویر سمت راست و چپ در ردیف وسط مربوط به این فیلم است. در ردیف پایین، دو تصویر سمت چپ که مربوط به فیلم  «دختردایی گم‌شده» است به این تصاویر اشاره دارند.

 

 فیلم «دختردایی گم‌شده» با جعبه هندی‌کم سونی که از آسمان به دریا فرود می‌آید که نماد اتوپیایی است که در آن  دوربین همراه همگانی می‌شود به جعبه سیاهِ فیلمِ «2001: اُدیسه فضایی» طعنه می‌زند: تکامل فرهنگی پرشتاب  انسان را ابزارهای تقویت هوش مانند  فناوری‌های رسانه و ابزارهای ذخیره و بازیابی داده‌ها پدید آوردند، نه جعبه‌های سیاه فرازمینی. از نگاه این فیلم، دوربین فیلم‌برداریِ همراه فرهنگ ویدئویی سوسیالیستی را حاکم خواهد کرد.

  فیلم «دختردایی گم‌شده» نه‌تنها  فیلم مستند را در صورتی که سوسیالیزه و دموکراتیزه شود سینما-حقیقت می‌داند، بلکه  برخلاف فیلم «مردی با یک دوربین فیلم‌برداری» در عمل نشان می‌دهد که سینمای شاعرانه و  داستانی (نیمه دوم فیلم) می‌تواند در خدمتِ حقیقت باشد و حتی حقیقتِ آینده را بشناساند. فیلم «دختردایی گم‌شده» توان‌مندیِ  سینما-چشم را کاملاً تخیلی نشان می‌دهد: دختردایی از آسمان می‌تواند خداگونه  تمام جهان را به مدد دوربین‌های فیلم‌برداری همراه ببیند. برای اطلاعات بیشتر دوکتاب دیگر «دختردایی گم‌شده» را دریافت کنید:

http://www.rizpardazandeh.com/articles/riz309/riz309.pdf

http://www.rizpardazandeh.com/articles/riz310/riz310.pdf

 

بازگشت به خانه اول