ریزپردازنده 

فایل پی‌دی‌اِف کتاب چهارم تحلیل فیلم دختردایی گم‌شده (اتوپیا و فیلم دختردایی گم‌شده)

 

§پی‌دی‌اِف این مقالات رایگان است.

§استفاده از مطالب این اثر با ذکر منبع آزاد است.

§ایمیل: rizpardazandeh@gmail.com

§کانال تلگرام: rizpardazandeh@

 

اتوپیا در اتوپیای  «دختردایی گم‌شده»

فیلم «دختردایی گم‌شده» اثر استاد مهرجوئی/وحیده محمدی‌فر فیلمی اتوپیایی و شاعرانه است و همچون داستان‌های اتوپیایی دو بخش دارد، بخش انتقادی و بخش رؤیایی. یکی از شگفتی‌ها در فیلم «دختردایی گم‌شده» اتوپیا در اتوپیابودن آن است: فیلمی با دولایه اتوپیایی.

بخش انتقادی لایه نخست از دست‌وپاگیری‌های دوربین‌های فیلم‌برداری حرفه‌ایِ 35 میلی‌متری و دشواری‌های فیلم‌برداری با آن پرده بر می‌دارد. برای این که گرفتگی خورشید در  غروب بر فیلم‌برداری از حقیقت اثر نگذارد  یک گروه تولید فیلم سینمایی پس از چند هفته تلاش در فیلم‌برداری از چنین لحظه‌ای توفیقی به دست نمی‌آورد. ماهیت دوربین‌های فیلم‌برداری حرفه‌ایِ 35 میلی‌متری چنان است که هر بار گروه تولید با شکست روبه‌رو می‌شود، و  این  شعر وحیده بارها تکرار می‌شود:

«نگذار گرفتگی غروب تو چشمات بیفته»

غروب آغاز تاریکیست و افول نور. غروب آغاز پنهان‌شدن حقیقت است. گرفتگی غروب بر روی چشم حقایق را تیره و مبهم می‌نمایاند. برای دیدن حقیقت پیش از آن که تاریکی چیره شود سرعت در فیلم‌برداری و فیلم‌برداری از چشم‌اندازهای گوناگون  ضروری است. دوربین‌های فیلم‌برداری حرفه‌ایِ 35 میلی‌متری چون گران‌قیمت و پرهزینه‌اند از چشم‌انداز سرمایه‌داران و نظام‌های توتالیتر می‌توانند فیلم‌برداری کنند و در فیلم‌برداری از حقیقت ناتوانند.

بخش اتوپیایی لایه نخست زمانی آغاز می‌شود که یک جعبه هندی‌کم سونی از آسمان وارد دریا می‌شود و وحیده با صدایی جادویی شعر خود درباره پیروزی نور بر تاریکی و برغروب و پیروزی حقیقت بر دروغ را می‌خواند:

«و به او بگویید خورشید در چشم‌هایش غروب نمی‌کند»

بخش انتقادی لایه دوم به  45 سال آزار و تحقیر دخترانی اشاره دارد که به سبک زندگی و به ارزش‌های خودشان باور دارند، نه به ارزش‌های اجباری نظام‌های توتالیتر، مانند حجاب اجباری. رسانه فیلم که رسانه‌ای گران‌قیمت و پرهزینه است و در انحصار سرمایه‌داران و نظام‌های توتالیتر،  بر حاکم‌کردن ارزش‌های اجباری بسیار مؤثر است و مبارزه دختردایی‌ها برای ارزش‌های اختیاری را بیهوده و بی‌حاصل می‌نمایاند. فرود جعبه هندی‌کم سونی از آسمان به  دریا به دختردایی‌  گم‌شده در دریا می‌پیوندد و با دختردایی آمیخته می‌شود و سایبورگی پدید می‌آید که قدرتی دارد که می‌تواند خداگونه همه‌جا را از آسمان ببیند و در دل حامیان ارزش‌های اجباری  توفان به پا کند. پیامد فناوری دوربین فیلم‌برداری همراه پایان‌یافتن دوران ستم بر دختردایی‌ها است (بخش اتوپیایی لایه دوم)، و وحیده  بازهم با صدایی جادویی پیروزی دختردایی‌ها را نوید می‌دهد:

«وقتی باد با گیسوانت بازی می‌کند، می‌دانم که مال منی»

 

 

بازگشت به خانه اول